من و یادت همیشه با همیم


مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ،

هنوز قطره هایی از اشک های آن روزها بر چشمانم نشسته ،

حالم بهتر نیست از این دل خسته ... گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ،

کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی گرفته دلم ،

کجایی که به درد دل هایم گوش کنی

 

 

#17793

 

 

نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام

 نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام در لا به لای برگهای زندگی ،

نیست برگی که از تو ننوشته باشم ،

نیست روزی که از تو نگفته باشم هزار سال هم که بگذرد

من در توهم حضورت نفس می کشم

 من آن شانه هایت را می خواهم که پناهم بود

همان یک وجب از شانه ات تمام دارایی ام بودمن آن دست های گرمت را می خواهم

که یک عمرعبادت نوشت

با آن نگاه مهربان و آن همه خوبی

من بی تو طاقت ماندن ندارم

این بغض لعنتی.... این بغض لعنتی ، من و این تنهایی که خودم خواستم

دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش

توی این شهر غریب زیر بارش برف کلی راه رفتم و

با زمین و تنهائیش ، با خورشید و نبودنش

به یاد تو سخت گریستم

بابایی وقتی رفتی این خانه بی تو

بابایی وقتی رفتی دل من سخت شکست....


#6263

/ 45 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

یک یاس سفید دررنگ امید باهرچه صفا ازسوی خدا درشکل دعا همه تقدیم شما [قلب]

کلبه شعر

بگفتا رو صبوری کن در این درد بگفتا از جان صبوری کی توان کرد؟ زندگی همینه آدما عزیزترین کسانشون رو در یه لحظه از دست میدهند بدون هیچ وداع و خداحافظی برای همیشه میرن ... و تنها برای زنده ها حسرت و دلتنگی بجا میمونه... اونا راحت شدن و رفتن ..امان از دل ما ها که زنده میمونیم و ... داغ عزیز سخته ..من اصلا تحملشو ندارم .. امید وارم خداوند بهت صبر بده و خانواده و عزیزانت رو برات سالم و سرزنده نگه داره[گل]

شهرزاد قصه گو

منو نقاشي کن شکل یک آه بلند که میاد از ته دل می رسه تا " الوند"[پلک]

ساناز

دلم بچگی میخواهد .... از اینجـ ـا .... تــا آخـ ــر دنیــ ـــا .........[گل]

ساناز

می تواند مچم را بگیرد ، اما همیشه دستانم را می‌گیرد ؛ خدا را می گویم ...[چشمک]

ساناز

دیدنت را به پای حادثه نمی گذارم به سان معجزه می ماند، مسیحایی، زنده کرده است، وجود و هستیم را!

دل زخمــــي

می روم اما چمدانم را نمی برم … سنگین است روزهایی که بی تو زندگی کرده ام !

مریم

قلبم این روزها سخت درد میکند ! کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟

انسان

[متفکر][گل][گل][گل][گل][گل]

دنیز

سلام. چند وقت نبودی دلم برات تنگ شده بود.میدونم تحمل این روزها خیلی سخته. برای پدرت ختم قرآن رو شروع کن و پنجشنبه ها هم براش سوره یاسین رو بخون. اگرم خواستی نمازو یک تسبیح صلوات رئزانه براش بخون. هم خودت آروم میگیری، هم برای بابت خوبه روحش شاد.