روزی که ...

همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم

" روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "

می‌ نوشتم

" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم ، که هنوز دوستم داشته باشی‌ "

می‌ نوشتم

در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام

جز ایمانِ به بازگشتِ تو

امروز برایِ شما می‌‌نویسم

یقینا آمده است

ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها

خانه را که نه

خودم را ترک کرده بودم ...

 

 

#25302

 

 

/ 26 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیـــــــــــــر دلتنگـی ها

عشق چيست؟؟ من نمي خواهم بگويم عشق زيبا نيست من نمي خواهم بگويم درد من نمي بايد بگويم زجر حق ندارم فکر فهميدن کنم من نبايد در کنار او با خيالي آسوده از دوران با تني فرسوده از باران سر به بالين سياه خاک بگذارم بايدم هر روز دردي هر روز رنجي خستگيهايم همه يکسان درد من، روزهاي يکسان اين زمين لرزان عشق من هرگز نخواهد ديد آنروزي که در آغوش مهر آگينش سر به بالين محبت ميگذارم من او نخواهد ديد آنروزي کز برايش قصه ها گويم باز مي گويم عشق زيباست عشق واژگان قلب انسانهاست عشق رابط ميان ساحل و درياست عشق سرگذشت خوب نيکيهاست عشق من خواهد آمد، روزي امامن جاي گلهايم براي او خار خواهم برد خسته ام ليکن او به من آموخت مهر و الفت را من همي با او تا بيکران سفر کردم خسته از دنيا رفتم آنسوتر در حريم عشق ديدم او را من من چه مسعودم شاد و خرسندم من به او آنجا دل همي بندم

امیـــــــــــــر دلتنگـی ها

گناه به اندازه شب وسیع بود و روز.... پشت هزار کبوتر رنگین . از چشمانش باران می چکید من و دستهایت به پهنای تمام افقهای جهان دوریم بگذار جای قدمهایت خورشید بکارم بگذار جای نفسهایت سجده کنم بگذار در امتداد لحظه ها خاموش بمانم و آرام صدایت کنم بگذار کوچ آسمانی یادت را در بخار چشمهایم نقاشی کنم ........

امیـــــــــــــر دلتنگـی ها

اين مهم را به خاطر بسپار: از لبخند تو گلهاي ناز جان مي گيرند و از اندوهت خارها! شادماني ات شقايق ها را به رقص وا مي دارد و افسردگي ات خنجر ها! و رقص خنجر ها، شکوفه ها را ريشه کن خواهد کرد!!!

علیرضا

سلام آجی سکوت عزیز ... خوبی آجی ؟[گل] ای کاش میتونستم قطره ای از غمتو کم کنم[ناراحت]

عارف

من عاشق زمستانم عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سُر نخوری ! که گونه هایت از سرما سرخ شده است سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای دست هایت در جیبت به هم مچاله شده معصومانه به زمین خیره ای چه قدر دوست داشتنی شده ای .. حرفم را پس میگیرم من عاشق زمستان نیستم ، عاشق تــوام …

دنیز

کاش یادمان بماند همان حرف معروف که: چه زود دیر میشود. ممنون که سر میزنی و نظر میذاری

آرش

تورامثل قانون.. کسی رعایت نمیکند..! تورابرای شکستن سرشته اند.. .......... سلام. معذرت يه چند وقتيه كمتر ميايم. جبران ميشه

روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم ، که هنوز دوستم داشته باشی‌.... خیلی زیبا بود.

زینب

روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم ، که هنوز دوستم داشته باشی‌.... خیلی زیبا بود.