کاش یکی بود تو کوچه ها داد میزد
”خاطره خشکیه”
اونوقت همه ی خاطراتتو؛
هموناییکه ارزش دمپایی پاره هم ندارن
میریختم توکیسه و میدادم بهش...

#14393

/ 1 نظر / 6 بازدید
مریم

ارزش *يك سال* را دانش آموزى كه مردود شده مى داند. ارز ش *يك ماه* را مادرى كه فرزندى نارس به دنيا آورده مى داند. ارزش *يك هفته* را سردبير يك هفته نامه مى داند. ارزش *يك ساعت* را عاشقى كه انتظار معشوقش را مى كشد. ارزش *يك دقيقه* را شخصى كه از قطار جا مانده. ارزش *يك ثانيه* را آنكه از تصادفى مرگبار جان در برده مى داند... .... به خاطر بياوريد ... كه زمان به خاطر هيچ كس منتظر نمى ماند.