باید باور کنم که تو رفته ای

امـــروز  همه چـــی رو به راهه!!!

 

 

همه چــی آرومـ ِ  آرومــ ِ ...  باورتــ میشه؟

 

دیگه یاد گرفتــــم شبـــا بخوابم

 

 نگرانـَم نباشـ !

 

همه چـــی رو یاد گرفته ـَم!

 

یاد گرفتــم چــ ِ جــوری با تــــو باشم بدون اینکه تو باشـــی!

 

یاد گرفتـــم نفس بکشم ، بدونــ ِ تو ... و البته به یاد تو !

 

یاد گرفتـــم چــ ِ جــوری نبودنت رو با رویایــ ِ با تو بودن ...

 

و جایــ ِ خالی ـت رو با خاطراتـ ِ با تو بودنــ  پـُـر کنم!

 

تو نگرانم نباش!

 

همه چـــی رو یاد گرفته ـَم!

 

راه رفتن در دنیایــ ِ بدون تو رو یـــاد گرفتـــم

 

یاد گرفتـــم که چــ ِ طور بــی صدا گریـــه کنم

 

یاد گرفتـــم چطور صدایــ ِ هق هق گریه ـَم رو با بالشتم بـــی صدا کنم

 

و مهم تر از همه یاد گرفتــــم که به یادت زنده باشم و زندگـــی کنم!

 

اما هنوز یه چیز هست که یاد نگرفتـــم...

 

اینکـــه چــ ِ جـــوری...!!! واسه همیشه خاطراتت رو از صفحه دلم پاکــ کنم...

 

و نمیخوام هیچ وقت یاد بگیــــرم

 

نگران نباش!!!

 

" فـــراموش کــردنت "رو هیچ وقت یاد نخواهـــم گرفت...!!

 

 

 

#24582

 

/ 9 نظر / 20 بازدید
آرزو آرش

خدا پدرتو بيامورزه و روحش شاد باشه.الهم صل علي محمد و آل محمد. .............. هر زمان دلتنگ شدي سكوت كن. اين روزها ديگر كسي معناي دلتنگي را نمي‌فهمد. ............................... من آرش دعوتت ميكنيم كه به وبمون سر بزني و نظرتو بگي. اگه با تبادل لينك هم موافق بودي خبرمون كن.

آرزو آرش

سلام مهسا جان. ممنون از لطفت. خانومي با افتخار لينك شدي گلم.[گل]

آرزو آرش

خداوندا حواست هست صدای هق هق از همان گلویی بلند میشود که میگفتی از رگ گردن به آن نزدیک‌تری.

آرزو آرش

غيرتت كجاست؟؟ زماني كه معشوقه‌ات از تجاوز تنهايي رنج ميكشد و تو به جاي دركش تركش ميكني.

علیرضا

سلام آجی واقعا متن قشنگی بود عالی بود آفرین [قلب] عکسشم بسیار قشنگ [دست][دست][دست][قلب]

ساناز

کنارم که باشی آنقدر آرام می شوم که فراموش میکنم باید نفس بکشم![قلب]

مریم

خداوندا امضا کن… به یکتایی ات قسم،کم آورده ام… بازکن نامه را، استعفاى من است از زمینت… 
مبارک خودت باشد، اینجا کسی مرا دوست ندارد...

آرزو آرش

آن شب باران می بارید… باران که می بارد به تو مشتاق تر می شوم… و از همین شوق بی چتر آمدم… ولی آمدم… و تو نمی دانی که جه بارانی بود، چون نیامدی… و باران می بارید… آن شب تب کردم و تو هیچ نکردی…و باران می بارید… و بالاخره دیشب مردم و حتی تو تب هم نکردی…

مریم

یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه ؟ اون روز یا خیلی خوشبختی یا خیلی بدبخت...