دلتنگتم


روزهای زیادی از رفتنت میگذرد اما هنوز هم هوا سرد است

هنوز هم باران می آید هنوز هم وقتی دلتنگت میشوم

ستاره ها را تماشا میکنم هنوز خیالت با من است در من است

وخاطراتت سهم تلخ روزهای شیرینم شده...


شبها در تنهایی اتاقم نامت را برای خودم و سکوت اتاقم زمزمه میکنم

تا یادم نرود نام زیبایت را

پــــــــــــــدر ...

آوایی که تا ابد در حسرت بازگو کردنش خواهم ماند



دستهای پینه بسته ات را میخواهم ...

میخواهم یک دل سیر نگاهشان کنم آخر آن روزها که بودی من نبودم

یعنی اینگونه نبودم به فکر توو دستهای مهربانت نبودم ...

کاش به گذشته برمیگشتم...



راستی دلم چیزی تازه میخواهد چیزی شبیه یک نشانه ...

یک آیه چیزی که از تو باشد رنگ تو را داشته باشد

بوی تورا بدهد تصویر تو را نشانم دهد

صدای تو را در گوشم زمزمه کند

دلم یک خواب میخواهد

که تو در آن باشی

و بــــــــر

تنـهاییم

بباری

 

 

#8082

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

تمام دنیا محله ی کوچکی ست که تو در آن متولد می شوی و من میان بازیِ بچه های محله به عشق تو پیر می شوم… يازهرا

انسان

چیزهای تازه اطرافمون پر است دقت میخواد.... عزیزم چه پستهای قشنگی میذاری[گل][گل][گل][گل][گل]

انسان

کامنت دومی مال پست دوم است اشتباهی زدم برای اولی[خجالت]

دل زخمــــي

روحشــــــــــــــــ شآآآآآآد عزيزم خدابيامرتشون ... [گل][اوه][افسوس]

دل زخمــــي

. گاهی اونقدر خسته میشویم که خستگیمون در نمیشه ، “درد” میشه ![گریه]

علیرضا

سلام آجی سکوت ببخشید مگه پدرتون فوت کرده ؟؟؟ [تعجب]

کلبه شعر

تو یکی از کامنت ها متوجه شدم که پدرت فوت شده داغ عزیز خیلی سخته و همیشه یه داغ باقی می مونه و سرد نمیشه خداوند پدرت رو قرین رحمت کنه

مهدی

با اون لبخند آرومت چه طوفانی به پا کردی* یه عمره با تو گشتم تازه فهمیدم چقدمردی...

خاطره

خدا رحمتشون کنه[ناراحت]

دنیز

روزگار بدی است آن کسی رو که دوست داری ازت میگیرد وقتی با دل شکسته دنبال بابای خوبت رو میگیری ، میگن آدم های خوب رو خدا زود میبره . اون وقته که تنها میمونم و یه دنیا حرفهایی که میخواستم بگم و وقت نشد. هنوزم هوای دیدنت به سرم میزنه. اما وقتی فکر میکنم که الان جات راحته کمی آرومتر میشم