سکوت کن

خداجونم تو رو به بزرگیت به عظمتت قسم دل هیچ کسی رو اونقدر تنها نکن

که منت هرکسی رو بکشه برای یه لحظه از تنهایی در اومدن

دل واژه ی پر از دردیه که مث خود درد با دال شروع میشه

و با لام و با له شدن به انتها می رسه

لــــــــــه شدم ...

دلم تنها بود، درد داشت، تنها تر شد و پر از درد شد ...

دردی که انگار تمومی نداره ...

دائم الدرده ...

دل و غرورم همه له شد برای کسایی که واقعا دوستشون داشتم و دارم...

اما ...

 

#22802

 

دلم گرفته از آدمایی که دوستشون داری حتی بیشتر از خودت

اما جرئت محبت بهشون رو نداری

چون باید یه سال نوری بگذره تا محبتت رو درک کنن

و بدونن در پس اون هدفی نیست

و تو باید طوری تاوان محبتت رو پس بدی

که دیگه جرئت نمی کنی به احدی حتی یه لبخند بزنی

آره هرکسی یه جوری به دلم زخم زد و رد شد...

 

#24322

 

ای دل ساده ی من، ساده بگذر

بگذر از همه ی بدی ها  و خوبی ها

انقدر روحم زخمی شده که دیگه نگران رفتن ها و آمدن ها نیستم

نه اینکه نباشم نه ، نمی خوام که باشم...

چون فقط خودم له شدم ...

فقط یه کلمه بگم کاش، کاش با کفش های منم فقط چند قدم می زدین

تا معنی چتر سکوتی که رو سرم گرفتم و می فهمیدین ...

تا سکوتم رو درک می کردین ...

امشب، امشب دلم به اندازه خود خــــــــــدا گرفته

خدایا فقط تو رو دارم دستتو محکم گرفتم دست مو رها نکن ...

تنهام نذار

...

 

#16113

/ 17 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
delezakhmiiii

باران که گرفت زنده شدی از میان هزار لحظه دلتنگی و من خیس شدم از عطر بودنت !

delezakhmiiii

تو خیسِ بارانی اما من مثل اتاق زیر شیروانی پُر از خاطره بارانم …

delezakhmiiii

طب سوزنی عجیبی ست مرور خاطراتت تمام سوزن ها یکجا در قلب آدم فرو می رود !

delezakhmiiii

طوری خاطره بسازید که بعد از شما هم بتواند زندگی کند …

delezakhmiiii

دعایمان با سقف گناهانمان برخورد می کند و دلمان را خوش می کنیم که صلاح نبود

delezakhmiiii

دلم روشن هست که می اید و کمرنگ میشود اندوه کشنده روزهایی که گذشت

delezakhmiiii

شک کرده بودم کسی بین ماست ! حالا یقین دارم من بین دو نفر بودم! چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!

سيد

سلام وقتي خدا رو داشته باشي تنهايي بي معناست [گل]

هستی

باورم نیست آن که ساده ترازآب بود..مراآتش زد...