محله ی قدیم پاییز

نـشـــانی ام را می خـواســـتـی ؟

هــمـان مـحـلــه ی قـدیـمی پـاییـز !

مـنتـظرم هـــنـوز ...

اما زرد

اما خشــڪـ

گاهی بیـاد می آورم تــو را

زیـر پـا ڪه می مـــانـم ...

 

 

#6671

/ 6 نظر / 18 بازدید
ana

حسرت یعنی شانه هایت دوش به دوشم باشد اما نتوانم از دلتنگی به آن پناه ببرم..حسرت یعنی تو.. که در عین بودنت داشتنت را آرزو میکنم..

مریم

کبریتـهای سـوخته هـــم ، روزی درختــهای شـادابی بـوده اند... مثل مـا ، که روزگـاری می خنـدیدیـم قبـل از اینـکه عـشق روشنـمان کنـد

مریم

کبریتـهای سـوخته هـــم ، روزی درختــهای شـادابی بـوده اند... مثل مـا ، که روزگـاری می خنـدیدیـم قبـل از اینـکه عـشق روشنـمان کنـد

فــآصلــ ـهـ

خیلی تعبیر زیبایی بود... یادت می افتم و قتی زیر پا می مونم...

پریسا

دل بــه دلم کـه نـدادی پا به پـایـم کـه نـیـامـدی دسـت در دسـتـم کــه نـگـذاشـتـــی سر بــه سـرم دیـگـر نـگـذار کـه قـولـش را بــه بـیـابان داده ام